انسان در جستجوی معنا

Published on Aug 19, 2026

انسان در جستجوی معنا

انسان در جستجوی معنا - PDF to Flipbook

Published on Aug 19, 2026

Description:

www.mshaveaebata.blgfa.m 1 انسا در جستجو معنا سه ک فاک ه صاحامه م اهwww.mshaveaebata.blgfa.m پیش گفتا کتاب کر فراک اپ – ویسنده ، گهی ا بیما خو که ا اضطرا ه هي کوچ ب ج می برد کوه می کنند می پرسد ، «چرا خوکی می کنید؟» ا اغل می واد ا پسخ بیما خط اصلی ا می خویش ا بیبد. دگی هر کسی ، چیي و ا. دگی ی فر ع و ا که ا ا به فرداش پیود می هد؛ دگی یگري ، اسعداي که بواد آ ا بک گیر؛ دگی سومی ، ید نه خطره هي کداي که ا حفظ کر ا. یف ای ه هي ظری ی دگی فر پیده ، به ک ی اگه اسوا ، ا معن مسولی هد موضو مبه طلبی «لوگوراپی» اس، که عبیر کر فراک « ا حلی اگیسسیلیسی» وی (هسی میاس. ای ک ، کر فراک ربه اي ا که منر به ک «لوگوراپی» د وضی می هد. ي مد یي اگه ک ابي اسیر بو که نه و برهنه ا براي ا بقی مد بس. پد ، م، برا همسری اگه ه سپرد ی به کوه هي آ سوي سپره دد. خواهر نه بمده ای خواه بو که ا اگه هي ک ابي سل بد بر. ا چگوه دگی ا قب یس می اس؟ حلیکه همه اموالش ا ا س اه بو؛ همه ا هیش یده گرفه ده بو ؛ ا گرسنگی سرم بی حمی ج می بر هر لحظه اظ مر بو. ا به اسی چگوه ده مد؟ پی چنی اکي که خو ب چن رایط خوفنکی یي بوه اس، نید ا. اگر کسی بواد به رایط اسی م عقلاه ب لسوي بنگر ؛ ای خص بی رید بید کر فراک بد. اه هیی که ا کر فراک بر می خی ، بر می یند. چو بر ربه هي بسی اسوا اس. صقه ر ا آ اس که اس کوچکری گی ا فری آ ببیند. پیمهي ا الاس اده. کهیش به خطر موقعی کنوی ا www.mshaveaebata.blgfa.m 3 اکده پکی اگه ی ، به عل آاه کلینی هي «لوگوراپی» که امره بسیي ا سرمی ه ب الگو براي ا پلی کلینی نخه ده ي عص نسی ا ی آغ به ک می کند، هر هی ا. اس می واد ظریه یوه ک یکو فراک ا ب ک یگمود فرید سنش مقیسه کند. چه، هر پ آغ به طبیع م «ا دیه» وه اند. فرید یه ي ای «اخلا هي » پری کننده ا « اضطرابی» می یبد که اثر «اگیه هي» «عضی» « آگه» به و آمده اس. ام فراک «وه»ا بر چند و می اد برخی ا آه ا (ا دي وی ، یه وای بیم پیدا کر معن مسولیی دگی خویش می اد. فرید بر «کمی» دگی نسی کید ا، ام فراک بر «کمی» «معن خواهی» . امره اپ ا نس ا پک آکا ا فرید ي برگراده به «هسی می» ي آه اد که مک «لوگوراپی» یکی ا آهس.یکی ا یگی هي ید گني فراک ای اس که هرگ فرید ا می کند ، بلکه خو ا بر آچه ا ا اه اس بن می هد. ا حی ب سیر ک هي «هسی می» ی سر سی دا، بلکه به آ خومد گفه ا خویی می آید. اس ای ک گر چه کوه اس، لی بسی هنرمنداه گیراس. م ب ی س آرا ا آغ پی خواده ا. افسو آ چن مرا گرف که یاي اینکه آرا به می بگا دا. کر فراک یی ا اس، فلسفه «لوگوراپی» خو ا به خوانده می نسد، ا آ ا چن ملای به اس پیود می هد که خوانده نه پس ا به پی سده ک به في وه ا پی می بر می بیند که یگر ای بخش ا ک بله اس سبعی اگه هي ک ابي یس. خوانده ا همی دگی مه بسیي چیه می آمو. خوانده فرا می گیر، که اس هنگمی که به گه احسس می کند که « چیي براي ا س ا به بد مسخره ده ي برهنه ا دا، چه می کند.» ب وصیفیwww.mshaveaebata.blgfa.m 4 که فراک ا آمیخه «هی» « بی احسسی» به م می هد، اس سخیر می و، خسی چیي که به اس می آید، کنکي سر دا مده اي اس که اس ا موه سرو خو می کند. پس ا آ به ک بس گرهیی براي حفظ بقیمده دگی، ب آکه س ده مد بسی چیس. گرسنگی ، حقیر، رس خ ی ا بی اگري ا هله هیی ا افرا محبو مو علاقه ، مه ، و طبعی حی یبیی هي آا بخش طبیع مند ی خ ی غر آف قب حم می کند. گم مبرید که ای لحظه ه ي آامش بخش می به اامه دگی ا دای بر می اگی. آه صوی مفید خواهند بو که بواند دای ا یي هند معنیی براي ج بیهوه خو بیبد. اینس که م ب هسه مرکي اگیسسیلیس یي می وی که اگر دگی کر ج بر اس ؛ براي ده مد بید گیر معنیی ج بر یف. اگر اصلا دگی خو هدفی اه بد، ج میردگی ی معن خواهد ا. ام هیچ کس می واد ای معن ا براي یگري بیبد. هر کس بیدمعني دگی خو ا ، خو سو کند مسولی آرا ی پیرا بد. اگر موف و، ب و همه حقیره حمی ه به دگی اامه می هد. فراک که به یچه علاقه مند اس به ای گفه ا ی ایم ، ا، «کسی که چرایی دگی ا یفه، ب هر چگوه اي خواهد سخ.» اگه ک ابي هر حثه اي مو ای می و، که دای کنر خو ا ا س بدهد. همه هدفهي عي دگی ا ا گرفه می و. نه چیي که برایش بقی می مد «اپسی آاي هي بري اس.» آاي گینش یوه ادیه برخو ب ی سري حوا ای آاي هیی که ه بوسیله اقیو7] نخه ده اس ه هسی گرای وی ، اس فراک ااي اهمی خی اس. دای ی مرمی معمولی بود ، ام س ک مي ا آ ثب کرد که « ا ج هی ا اد ب ای ک یسگی بر ا برخس علیه سرو خو به ثبو سدد.»www.mshaveaebata.blgfa.m 5 البه ویسنده ای ک به عنوا ی «ا مگر» می خواهدپی ببر چگوه می وا به اس کم کر به ای یسگی برسه بري س یبد. چگوه می وا بیم ای حس ا براگیخ که به خطر چیي مسو دگی اس ، هر چند که بدری رایط قرا گرفه بد؟ فراک موه ک هنده اي ا ی لسه «گره می» که ب دای یگر ا به م اایه می هد. کر فراک به خواس ر خو ، بخش مخصر لی آک گوییی، ا اصو اسسی«اگوراپی» ه چنی فهرس ک مربوطه ا ی به ای دگی مه افه اس. گرچه به مک یگر ی یعنی فرید آلر وه هي بسیي به ب اگلیسی موو اس، لی بیر اا مک سو ی ه ا مگري (لوگوراپی به طو عمده به ب آلمی چپ ده اس. ا ای ا که خوانده ا کر فراک که ای ک ا به ب اگلیسی گه اس سپسگا بد. فراک برخلا بسیي ا هسی گرای اپیی ه بدبی اس ه ضد مه. بلکه برعکس ویسنده اي که خو هد همه ه یرهي یطی کنه بوه، به خوبی به وایی بر چیره گ بر رایط موو ک حقیقی نگر بسنده آگهی ا. خواد ای ک ا که اه هیش چو گوهر می خد بر ری مکلا بر می بد، ا همگ خواس. یرا کبی اس ااي ا ابی فلسفی پیش گفي اس پر به اده ری نبش انسی گ م. گودون و. آلپوتwww.mshaveaebata.blgfa.m 6 تجابی ا ادوگاه کا اجباي 1 1etati ambwww.mshaveaebata.blgfa.m ای تا سر آ ندارد ه از اتفاقا و رویدادها گزارش ارائه دهد، بلکه تجار شخص را منعکس م سازد ه میلیونها انسا آ را لمس رده و از آ رنج برده اند. م توا گف تا شرح اس از درو اردوگاه ار اجبار ه به وسیله یک از سان ه جا سالم از آ بدر برده اس بازگو م شود. داستا به رویدادها هولنا (ه متر در حد باور مردم بوده) نم پردازد، بلکه به زجرها وچک اشاره م ند و آنها را م شکافد، به واژه ا دیگر تلاش ما در ای داستا بر اینس ه به ای پرسش پاسخ دهیم زندگ روزانه اردوگاه ار اجبار، در ذه یک انسا متوسط چگونه بازتاب دارد؟ بیشتر رویدادهای ه در اینجا نشا داده م شود، در اردوگاهها بزر و مشهور رو نداده، بلکه در اردوگاهها وچک رخ داده اس ه بیشتر آدم سوزیها در آ انجام گرف. به واژه ا دیگر ای داستا به رنج و مر قهرمانا بزر و زندانیا شناخته شده و یا اپوها برجسته -زندانیان ه به نوا افراد امی مورد استفاده قرار م گرفتند و در نتیجه از امتیازهای برخوردار بودند –نم پردازد. سخ از فداار ها مصلو شدگا و مر توده ها نآشناخته و مجرمین اس ه گزارش از آنا در دس نداریم. اینها هما زندانیا اد بودند ه نشا ویژه ا رو آستی خود نداشتند و سان بودند ه به شد مورد تحقیر اپوها واقع م شدند. اپوهای ه هرگز مزه گرسنگ را نم چشیدند، در حالیکه آنا یا چیز برا خورد نداشتند و یا با اند غذای فریاد شکم را م خواباندند. اما زندگ و گذرا بسیار از اپوها در اردوگاهها، بهتر از زندگ پیشینشا بود. اغلب اپوها با زندانیا سخ گیرتر از زندانبانا رفتار م ردند و آنا را ب رحمانه تر از اس.اس ها به باد تک م گرفتند. ناگفته نماند ه اپوها را از میا زندانیان برم گزیدند ه شخصی شاwww.mshaveaebata.blgfa.m 8 نشا دهنده آ چنا رفتار بود ه اس.س ها انتظار داشتند و چنآنچه در م خلاف خواسته و انتظار اس.اس ها تشخیص داده م شد بیدرنگ از ارشا برنار م شدند. اپوها به سر خلق و خو اس.اس ها و زندانیا ها اردوگاهها را پیدا م ردند. بنابرای در مورد آنا نیز م توا بر پایه اصو روا شناس داور رد. سان ه در خارج زندا بودند، درباره زندانیا، به ل اینکه زیر تاثیر واطف و احساسا ترحم آمیز واقع م شدند، تصورا نادرست داشتند. زیرا آنا از مبارزه ا ه در میا زندانیا برا زنده ماند تکوی م شد و م جوشید آگاه متر داشتند. ای مبارزه و تلاش به طرز خش و ب رحمانه تنها برا به چنگ آورد تکه ا نا بخور و نمیر روزانه پیوسته در جریا بود. برا نمونه امیون را در نظر م گیریم ه رسما الام م شد بایست شمار ویژه ا از زندانیا را به اردوگاه دیگر حم ند، اما حدس نزدیک به یقی همه ای بود، ه مقصد نهای امیو به اتاقها گاز منته خواهد شد. به ای ترتیب ده ا از زندانیا بیمار و ناتوا و از ار افتاده را برگزیده و به یک از اردوگاهها مرز بزر ه مجهز به اتاقها گاز و وره ها آدم سوز بود، روانه م ردند. شیوه ار زنگ خطر بود برا یک درگیر آزادانه بی همه زندانیا، یا برخورد یک گروه با گروه دیگر، آنچه جنبه حیات داش ای بود ه همه م وشیدند نام خود یا دوستشا از فهرس دسته ازام حذف شود، در حالیکه م دانستند ه به جا نام حذف شده، حتما باید یکنفر را جانشی او رد. چو با هر امیون شمار معین از زندانیا باید روانه م شدند. و از آنجا ه موجودی هر زندان با یک شماره مشخص م شد ای مهم نبود ه چه س با اروا براه م افتد. تنها اف بود تعداد نفرا درس باشد.www.mshaveaebata.blgfa.m 9 مدار زندانیا را به محض ورود به اردوگاه (دس م ای شیوه ا بود ه در آشویتس 1 به ار گرفته م شد) همراه با سایر وسای شا م گرفتند. تنها به هر زندان ای فرص داده م شد ه نام یا حرفه ا ساختگ برا خود برگزیند ه ده زیاد به دلای مختلف چنی م ردند. سرپرس زندانیا تنها به شماره ها اسرا لاقمند بود. اغلب شماره زندان را رو بد آنها خالکوب م ردند و یا رو قسم ویژه ا از ، پالتو یا شلوارش م دوختند. هر زندانبان ه م خواس زندان رو تنبیه ند، اف بود نیم نگاه به شماره اش بیندازد (ه چه قدر ما از ای نیم نگاهها وحش داشتیم!) و نیاز نبود اسمش را بپرسد. برگردیم به امیون ه در حا حم زندانیا بود. در اینجا هم وق تنگ بود و هم اینکه مسای وجدان و اخلاق دیگر مطرح نبود. در ذه هر زندان تنها یک اندیشه جولا م داد خود را برا خانواده اش ه در انتظار او بود زنده نگاهدارد و جا دوستانش را نجا بخشد. بنابرای بدو وچکتری تردید، زندان دیگر یا شماره دیگر را برم گزید تا به جا او راه شود. همانطور ه در پیش تر یادآور شدیم، جریا گزینش اپوها یک جریا منف بود، زیرا تنها ب رحم تری زندانیا برا ای شغ برگزیده م شدند (گرچه گاه استثناهای نیز به چشم م خورد). لاوه بر گزینش اپوها ه توسط اس.اس ها صور م گرف، نو خودگزین نیز هماره در میا همه زندانیا جریا داش. رویهم رفته تنها زندانیان م توانستند زنده بمانند ه پس از سالها جابجای از اردوگاه به اردوگاه دیگر و در مبارزه برا زنده ماند، فاقد همه گونه ارزشها اخلاق شده -Aushwitz ، هري لهس ه آ ه گ هي اي ابي اج ا. آ چه ییو ا اسا ه هو ه سیه گ ، اسی یی ، گوه ، ا ، گرسگي یمي ا ين . رگرا www.mshaveaebata.blgfa.m 1 بودند. آنا برا نجا جا خود حاضر بودند دس به هر ار بزنند ام از ار شرافتمندانه یا غیر شرافتمندانه. دزد م ردند و دوستانشا رو لو م دادند و سرانجام از تواناییها خود - ولو خش و ب رحمانه- استفاده م ردند. ما ه از بخ خو یا حس اتفاق یا معجزه - یا هر آنچه ه شما نامش م نهید از ای اردوگاهها بازگشته ایم، خو م دانیم ه بهترینها ما برنگشتند. از رویدادها اردوگاهها ار اجبار حقایق بسیار گزارش و نوشته شده اس. در اینجا، حقایق تنها زمان معنا خواهد داش، ه همراه با تجار شخص باشد. تلاش ما در ای تا اینس ه ای تجار را توضیح دهیم. ما در اینجا سر آ داریم ه در پرتو دانش امروز تجار سان را ه در ای اردوگاهها اسیر بوده اند، بشکافیم و سان را هم ه هرگز به درو ای اردوگاهها راه نیافته اند، یار دهیم تا بتوانند ای تجار را جذ نند و بالاتر از آ تجار، درصد م از زندانیان را ه از آنجا جا سالم بدر بردند و انو زندگ را بس دشوار م یابند لمس نند. ای زندانیا از بند رسته اغلب م گویند، از بازگو رد تجار ما بیزاریم. برا سان ه درو اردوگاهها بودند ، نیاز نیس سخن بگوییم و دیگرا هم قادر به فهمید ای نخواهند بود ه ما در آ اردوگاهها چه احساس داشتیم و نم توانند در نند ه انو چه احساس داریم. تلاش برا ارائه یک بررس پژوهشگرانه از ای موضو، ار بس دشوار اس، زیرا روانشناس باید به ب طرف لم ویژه ا توجه داشته باشد. اما آیا س ه مشاهدا و بررس ها خود را بر اغذ جار م سازد، در صورتیکه خود زندان بوده باشد م تواند ای ب طرف را حفظ ند؟ چنا ب طرف از آ سان اس ه در بیرو اردوگاهها بوده اند. اما ای هم ته از اشتباه نخواهد بود زیرا چنی فرد نم تواند مطالب رضه دارد ه از ارزش واقع برخوردار باشد، چو اسیر اردوگاه نبوده و جریا آنجا را